محمدجواد رضائی

رواق؛ جستارهایی در باب اقتصاد، فلسفه و سیاست

محمدجواد رضائی

رواق؛ جستارهایی در باب اقتصاد، فلسفه و سیاست

سایت شخصی محمدجواد رضائی

۳ مطلب با موضوع «اقتصاد اسلامی :: الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» ثبت شده است

خبرنگار: شما زندگى خیلى منزوى داشتید، شما اقتصاد جدید و حقوق روابط بین المللى را مطالعه نکرده‏ اید. تحصیل شما مربوط به علوم الهى است، شما در سیاست و گرفتن و دادن یک زندگى اجتماعى درگیر نبوده‏ اید. آیا این در ذهن شما این شک را به وجود نمى‏ آورد که ممکن است عواملى در این معادله باشد که شما نمى ‏توانید درک کنید؟

امام خمینی ره

امام خمینی ره: ما معادله جهانى و معیارهاى اجتماعى و سیاسى ‏اى که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده می شده است را شکسته ‏ایم. ما خود چارچوب جدیدى ساخته ‏ایم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفته‏ ایم. از هر عادلى دفاع مى‏ کنیم و بر هر ظالمى مى‏ تازیم، حال شما اسمش را هر چه مى‏ خواهید بگذارید. ما این سنگ را بنا خواهیم گذاشت. امید است کسانى پیدا شوند که ساختمان بزرگ سازمان ملل و شوراى امنیت و سایر سازمان ها و شوراها را بر این پایه بنا کنند، نه بر پایه نفوذ سرمایه داران و قدرتمندان که هر موقعى که خواستند هر کسى را محکوم کنند، بلافاصله محکوم نمایند. آرى با ضوابط شما من هیچ نمى‏ دانم و بهتر است که ندانم.


صحیفه امام، ج 11، ص. 160، مصاحبه با هفته نامه تایم، سوالات پیشین راجع به گروگانگیری در سفارت و حمایت از شاه بوده است. 

زمان: 9 آذر 1358/ 10 محرم 1400
مکان: قم‏

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۱۴:۵۹
محمدجواد رضائی

 

پیشرفت، با هر تلقی که می‌توان از آن متصور بود، همواره مطمح نظر سیاست‌گذاران، عالمان و حتی اعضای عادی جوامع انسانی بوده است. منطقاً در پاسخ به چیستی پیشرفت، پای باورها، ارزش‌ها و تمایلات افراد به میان می‌آید[1]. ازاین‌رو می‌توان ارتباط تنگاتنگی میان «باورها، ارزش‌ها و تمایلات سیاست‌گذاران، عالمان و اعضای جامعه[2]» با «مجموعه فعالیت‌هایشان در راستای بهبود، پیشرفت یا تکامل» برقرار نمود[3].

یک اجتماع بشری به واسطۀ وجود انواع رویکردها در تلقی اعضایشان از ارزش‌ها یا خیرها، ناگزیر از تعامل با یکدیگر به منظور هماهنگ کردن صریح یا ضمنی تلاش‌ها در جهت معین و مشخصی هستند؛ اما به محض تصور چنین وضعیتی، پرسش از عامل تعیین‌کننده و شکل‌دهندۀ این باورها، ارزش‌ها و تمایلات مطرح می‌شود؛ به راستی چه منبعی صلاحیت تأثیرگذاری و تعیین‌کنندگی اهداف مورد نظر یک فرد یا جامعه بشری را دارد؟ دین، به عنوان راهنما و سبکی برای زیستن، پاسخی است به این پرسش. براساس چنین تعریفی، یک دین دربردارندۀ اهداف و آرمان‌هایی است که بیانگر موقعیتی مطلوب برای فرد و جامعه است. مبتنی بر این تبیین، چارچوب مطلوب، خوب یا مناسب از نظر هر فرد یا جامعه را می‌توان دین یا بخشی از دین آن فرد یا جامعه تلقی نمود.

به نظر می‌رسد حتی با وجود تعریف مشخص و وجود اجماع بر گزینش اهداف خاصی به عنوان اهداف یا آرمان‌های مطلوب، پرسش دیگری در عرصۀ حرکت در مسیر پیشرفت به وجود خواهد آمد؛ با چه سازوکار و شیوه‌ای می‌توان در راستای احراز مقتضیات ارزش‌ها و تمایلات مطلوب و مورد نظر گام برداشت؟ در این عرصه نیز به نظر می‌رسد باورها و ارزش‌های مورد پذیرش فرد یا جامعه تا حد زیادی تعیین‌کننده است[4].

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیز در همین بستر قابل تحلیل است؛ به طور ساده الگویی که نشان‌دهنده و تصریح کنندۀ باورها و ارزش‌های اسلامی بوده[5] و با پیشنهاد چارچوب‌ها و سازوکارهای قابل انتساب به آموزه‌های اسلامی، مسیری به منظور پیشرفت در پیش راه افراد، با هر نقش و جایگاهی که در ساختار تصمیم‌گیری عمومی می‌پذیرند، بگذارد[6].

به نظر می‌رسد با (1) «تصریح و تأکید بر مؤلفه‌های مطلوب از منظر تعالیم اسلامی»، (2) «توجه به بایستگی‌های لازم توجه در فرایند دستیابی به تحول احسن در افراد و تغییر حیات‌بخش ساختارهای اجتماعی از منظر آموزه‌های اسلامی[7]» و (3) «علم به اولویت‌ها در عرصۀ درک تکالیف فردی و پیاده‌سازی آن‌ها، با هر نقش و جایگاهی که فرد می‌پذیرد»، عرصۀ تفکر، عمل و تصمیم‌گیری برای سیاست‌گذاران، عالمان و افراد جامعه روشن می‌شود[8].

همان‌گونه که اشاره شد، وجود چنین الگویی در تمام جوامع قابل تصور است. هر چند به نظر می‌رسد ارکان چنین الگوهایی مورد تصریح یا دقت ورزی قرار نگرفته باشد اما به هر حال براساس ارزش‌های حاکم بر جوامع و برآیند نظرات عالمان و سیاست‌گذاران، امکان درک و تصریح چنین الگوهایی دور از ذهن نخواهد بود[9]. متناظراً در یک جامعه اسلامی که افراد، با هر نقش و جایگاهی که می‌پذیرند، نه تنها تمایل داشته بلکه ناگزیر باید براساس مجموعه مفاهیم، ارزش‌ها و باورهای قابل انتساب به اسلام به زیستن بپردازند[10]. تصریح چنین الگویی تا حد قابل توجهی به نظام‌مند شدن افکار، تلاش‌ها و باورها می‌انجامد؛ نظام‌مند شدن در عرصۀ (1) اهداف و ارزش‌های مطلوب و نیز (2) گزینش ابزار و تصمیم مناسب[11]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۳ ، ۲۳:۲۳
محمدجواد رضائی

مطلب زیر را حدود دو ماه قبل ، و البته با عجله، تدوین کرده بودم، پر بیراه ندانستم که هم اکنون در اینجا آن را بیاورم:

در نگاه اقتصادی و البته از دید سیاستگذاری و تصمیم‏گیری اجتماعی، زن و مرد در جامعه از یک نگاه، ابزارهایی برای دستیابی به وضعیت مطلوب آن جامعه خواهند بود. سیاستگذاری اقتصادی در این زمینه نیز باید به تخصیص مناسب آن‏ها در موقعیت‏های تولیدی (به معنای اعم آن) منجر شود. اما به واقع کدام موضع در قبال رویکردِ سیاستگذاران ِکلان به مسألة زن و مرد می‏تواند درست باشد؟ به راستی همه افکار، نظرات و مکاتب مختلف در این زمینه با یکدیگر اشتراک کامل دارند؟

درک وجود تفاوت در رویکردها به این مسأله، حتی نیاز به اندک ملاحظه‏ای به اصول مورد توجه برخی مکاتب و تحلیل‏های عمیق نیز ندارد. مطالعه برخی از نظرات در این زمینه و شنیدن ادعای افراد گوناگون گواه وجود تفاوت در نظرات و اهمیت بخشی به برخی از جنبه‏هاست. فردی می‏گوید « باید نسبت اشتغال زنان با نسبت اشتغال به تحصیل آنها برابری کند(دکتر روحانی).»، فرد دیگری نیز مدعی است «امروز مدعی حقوق زنان در جهان به ویژه در غرب باشیم(دکتر جلیلی).». یک بار بیان می‏شود که « اگر زنان نقش برابری در رشد اجتماعی و توسعه دارند، پس باید دارای حقوق و فرصت‌های برابری در کنار مردان باشند(دکتر روحانی).» و دیگری بر اینکه نقش اصلی زن، نقش اقتصادی نبوده بلکه هویت اصلی زن در مادر بودن وی است(دکتر جلیلی). کسی گوید « اگر بخواهیم پیشرفت و تعالی کشور را دنبال کنیم هیچ راهی جز حضور زنان در عرصه‌های مختلف مدیریت کشور نداریم(دکتر عارف).» و فرد دیگر هم بر این باور است که «واقعیت تلخی در جامعه ما وجود دارد وقتی دختران فارغ التحصیل می شوند در میدان کار کم دیده می شوند(دکتر قالیباف).» حال به واقع باید کدام نظر را پذیرفت؟ به دیگر بیان، ملاک تشخیص حرف درست و نادرست در این زمینه چیست؟

با کمی تأمل می‏توان گفت که هر جا سخن از باید و نباید است، باید دقت نمود که «هدف» از مجموعه بایدها و نبایدها چیست. با توجه به اهدافِ بایدها و نبایدها، می‏توان راجع این بایدها و نبایدها قضاوت نمود. به بیان ساده، باید دید هر جمله‏ای که شامل یک توصیه در این زمینه [و یا هر زمینة دیگری ] است، کجا را هدف قرار داده است.

این هم آشکار است که اهداف هر فرد، هر خانواده، اهداف مورد نظر هر گروه، وضعیت مطلوب و مورد توافق هر جامعه توسط «فضای فکری مورد توافقِ» آن فرد، خانواده، گروه یا جامعه تعیین می‏شود. پس کلید اصلی در درک « فضای فکری مورد توافق» است. از طرفی دیگر و بنابر فرض مسلمان بودن (به معنای تسلیم بودن در برابر امر الهی)، در ابتدا باید در جستجوی اهداف مورد توجه دین در هر زمینه‏ای رفت. با این رویکرد، مسلمان بودن در نظر و عمل، یعنی نپدیرفتن بایدها و نبایدها مگر آنکه ما را به اهداف مورد نظر دین برساند.

حال کافیست با کمی مراجعه به منابع دینی، دریابیم چه اهداف و چه بایدها و نبایدهایی در مسأله مورد نظرِ این نوشتار وجود دارد. تا این تحقیق اولیه صورت نگیرد، پذیرفتن برخی مطالب که برایمان جذاب به نظر می‏رسد از پشتوانه منطقی و عقلایی برخوردار نیست. مراجعه به منابع اسلامی نیز برخی ابزارها و اهداف را برای ما به تصویر می‏کشد که به عنوان نمونه به برخی اشاره می‏کنیم. [البته ناگفته نماند که متأسفانه جامعه ایرانی به دلیل عدم بیان این موارد و شاید هم عدم اعتقاد برخی مسئولان به کارگشایی دنیایی و آخرتی اسلام، از آن‏ها فاصله گرفته‏ایم.] گام نهایی این نوشتار هم با مقایسه چارجوب مورد نظر اسلام با مطالب ادعا شده توسط افراد تأیید صلاحیت شده برای ریاست جمهوری اسلامی ایران، بر عهده مخاطب محترم خواهد بود.

1. توجه به اینکه وظیفه و کارکرد اصلی زن از نگاه دین، حفاظت از آرامشگاهی چون خانه و خانواده و نیز تربیت نسلی آگاه، مؤمن و اخلاق‏مدار بوده و وظیفه مرد نیز تأمین اقتصادی این خانه است. شاید در یک رویکرد اینکه زن به انجام فعالیتی بپردازد که برای خانواده کسب منافع مادی نماید موجبات افزایش تولید در کشور تلقی شود، اما در رویکرد اسلامی تولید و اثربخش یک زن که اولویت اول خود را تعالی همه جانبه خانواده قرار داده قابل مقایسه با فردی که دست به یک فعالیت تولیدی یا خدماتی (حتی آموزش) می‏زند نیست. (بنابراین باید به دو نکته توجه داشت: اول آنکه از نظر دین اسلام (حال چه در منابع مورد قبول شیعیان و چه اهل سنت) اولویت اولیه و اساسی در تعریف کارویژة زنان، خانواده است. اصالتاً زن موجودی نیست که ویژگی‏ها و روحیاتش با سختی‏ها و فشارهای طبیعی و موجود در اکثر مشاغل سازگاری داشته باشد. ثانیاً در شرایطی که بالاتر از 95 درصد موقعیت‏های مورد نظرِ بسیاری از افراد که از یکسانی شرایط و کارکردهای اجتماعی زن و مرد سخن می‏رانند، بدون همکاری و تعامل[ ِهر چند اندک] با مردان میسر نیست، سمت و سوی توصیه‏ها بیانگر عمق نگرشهاست.)

2. تأکید اسوه حسنه مسلمانان و رحمه للعالمین، رسول اکرم ص و نیز امیرالمؤمنین ع بر اینکه نه تنها نگاه به زنان نامحرم نمی‏تواند موجبات رضایت خداوند را ایجاد کند، بلکه نگاه زنان به مردان نامحرم نیز به همان اندازه مذموم است. (به عنوان نمونه : «عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ کُنْتُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عِنْدَهُ مَیْمُونَةُ- فَأَقْبَلَ ابْنُ أُمِّ مَکْتُومٍ وَ ذَلِکَ بَعْدَ أَنْ أُمِرَ بِالْحِجَابِ فَقَالَ احْتَجِبَا فَقُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ- أَ لَیْسَ أَعْمَى لَا یُبْصِرُنَا قَالَ أَ فَعَمْیَاوَانِ أَنْتُمَا أَ لَسْتُمَا تُبْصِرَانِه»‏‏( وسائل الشیعة، 1409 ه ق‏، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ج‏20، ص: 232)و نیز «أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا تَبْدَءُوا النِّسَاءَ بِالسَّلَامِ وَ لَا تَدْعُوهُنَّ إِلَى الطَّعَامِ فَإِنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ النِّسَاءُ عَیٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عِیَّهُنَّ بِالسُّکُوتِ وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُیُوتِ‏» (الکافی، 1407 ه.ق.، درالکتب الاسلامیه، ج‏5، ص: 534 و 535)

3. باور به اینکه فضای کارکردی زن و مرد متفاوت بوده و تحت هیچ شرایطی نباید به یکسانی نقش‏ها و موقعیت‏ها و بالتبع شیوه مشارکت و تعاملشان فکر نمود. (دقت در علت این بیان پیامبر اکرم ص که چرا فاطمه س از وی است، جالب به نظر می‏رسد: «عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّ فَاطِمَةَ قَالَتْ لَهُ فِی حَدِیثٍ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَقَالَ ص فَاطِمَةُ مِنِّی‏»‏( وسائل الشیعة، 1409 ه ق‏، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ج‏20، ص: 232) و یا « أخبرنا عبد الله حدثنی محمد حدثنی موسى قال حدثنا أبی عن أبیه عن جده جعفر بن محمد عن أبیه عن جده علی بن الحسین عن أبیه أن فاطمة بنت رسول الله ص استأذن علیها أعمى فحجبته فقال لها النبی ص لم حجبته و هو لا یراک فقالت یا رسول الله إن لم یرانی فأنا أراه و هو یشم الریح فقال النبی ص أشهد أنک بضعة منی‏( الجعفریات، مکتبة نینوى الحدیثة: تهران، ص: 95)( دعائم الإسلام، 1385 ه. ق.، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ج‏2، ص: 215)( العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، 1408 ه. ق.، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى- ره‏: قم، ص: 224)» و نیز «عن علی ع أنه قال قال لنا رسول الله ص أی شی‏ء خیر للمرأة فلم یجبه أحد منا فذکرت ذلک لفاطمة ع فقالت ما من شی‏ء خیر للمرأة من أن لا ترى رجلا و لا یراها فذکرت ذلک لرسول الله ص فقال صدقت إنها بضعة منی‏( دعائم الإسلام، 1385 ه. ق.، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ج‏2، ص: 215)»)

4. و مهمترین اصل این زمینه این‏که «دین، همه دین است.»

پی نوشت: امروز (5 مرداد ماه 1394) در جایی مطلب زیر را به مطلبی افزودم که در اینجا عیناً نقل می‏کنم.

1. گاهی استفاده از برخی واژه ها نه برای تحلیل ها و مباحث نظری و علمی که برای مطرح شدن در جامعه، قابل استفاده نیستند. به هر حال ما طوری بزرگ شدیم که خواهی نخواهی و ابتداً با واژه هایی چون «تفکیک»، «حصار»، «جدایی» و «» چندان دوست نیستیم. امیدوارم از اونجایی که سرریز این مباحث در عموم مردم هم پخش میشه، برای عبارت «تفکیک جنسیتی» عبارت هایی دلچسب تر برای مردمی که قدرت مواجهه با واقعیت رو ندارند انتخاب کنیم.
2. اصل اساسی در بحث سالم سازی یا آرام سازی محیط جامعه (همون تفکیک جنسیتی!) اینه که باید در پی رضایت خدا یا بهتر بگم پیاده کردن حکم خداست.
3. پیش فرض نکته فوق اینه که بر این باور باشیم و البته تبلیغ و اشاعه بدیم که دین مبتنی بر همه نتایج و اصرات احکام به چیزی امر میکنه و از چیزی نهی میکنه: سماعه بن مهران از امام کاظم پرسید آیا رسول خدا برای مردم چیزی آورد که در عهد آن حضرت آنان را کافی باشد؟ فرمود: «نعم و ما یحتاجون الیه الی یوم القیامه» گفتم آیا چیزی از آن [از مجموعه احکام و تعالیم دین] از بین رفته است؟ فرمود: «لا، هو عند اهله»
4. اگر افرادی که تا کنون از فضاهای مختلط دور بوده باشند و وارد چنین محیطهایی بشن، بعیده که متوجه چیزی نشن. اصلاً حتی خود افرادی که در محیط های محتلط هستند کمی دقت کنن متوجه میشن که این محیط چه تأثیری روشون داره. شاید فکر میکنن کمه، اما از نگاه نه چندان معمولی تا انواع روابط چیزیه که نتیجه منطقی تعاملات رهاگونۀ دو جنس هستش. کاری به کانتکس و منظور گوینده سخن زیر ندارم، به هر دلیلی که این حرف رو زده، تأکید مبکنم به هر دلیلی، به هر حال گویایی بخشی از واقعیت هست. این سخن جدی گونه یا شوخی گونه برای برندۀ جایزه نوبل زیست و پزشکی در سال 2001 (تیم هانت) راجع به آزمایشگاه است، محیطی علمی (!)، تأکید میکنم محیز1. گاهی استفاده از برخی واژه ها نه برای تحلیل ها و مباحث نظری و علمی که برای مطرح شدن در جامعه، قابل استفاده نیستند. به هر حال ما طوری بزرگ شدیم که خواهی نخواهی و ابتداً با واژه هایی چون «تفکیک»، «حصار»، «جدایی» و «» چندان دوست نیستیم. امیدوارم از اونجایی که سرریز این مباحث در عموم مردم هم پخش میشه، برای عبارت «تفکیک جنسیتی» عبارت هایی دلچسب تر برای مردمی که قدرت مواجهه با واقعیت رو ندارند انتخاب کنیم.
2. اصل اساسی در بحث سالم سازی یا آرام سازی محیط جامعه (همون تفکیک جنسیتی) اینه که باید در پی رضایت خدا یا بهتر بگم پیاده کردن حکم خدا بود.
3. پیش فرض نکته فوق اینه که بر این باور باشیم و البته تبلیغ و اشاعه بدیم که دین مبتنی بر همه نتایج و اصرات احکام به چیزی امر میکنه و از چیزی نهی میکنه: سماعه بن مهران از امام کاظم پرسید آیا رسول خدا برای مردم چیزی آورد که در عهد آن حضرت آنان را کافی باشد؟ فرمود: «نعم و ما یحتاجون الیه الی یوم القیامه» گفتم آیا چیزی از آن [از مجموعه احکام و تعالیم دین] از بین رفته است؟ فرمود: «لا، هو عند اهله»
4. بنابر فرض، تأکید میکنم بنابر فرض که بپذیریم چنین احکامی برای برخی مان سخت باشه، مشکل باشه، انجام همش با دشواری همراه باشه. در این مواقع پاسخ این خواهد بود که «و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون»
5. اگر افرادی که تا کنون از فضاهای مختلط دور بوده باشند و وارد چنین محیطهایی بشن، بعیده که متوجه چیزی نشن. اصلاً حتی خود افرادی که در محیط های محتلط هستند کمی دقت کنن متوجه میشن که این محیط چه تأثیری روشون داره. شاید فکر میکنن کمه، اما از نگاه نه چندان معمولی تا انواع روابط چیزیه که نتیجه منطقی تعاملات رهاگونۀ دو جنس هستش. کاری به کانتکس و منظور گوینده سخن زیر ندارم، به هر دلیلی که این حرف رو زده، تأکید مبکنم به هر دلیلی، به هر حال گویایی بخشی از واقعیت هست.
این سخن جدی گونه یا شوخی گونه (که همین امسال ایراد شده) برای برندۀ جایزه نوبل زیست و پزشکی در سال 2001 (تیم هانت) راجع به آزمایشگاه است، محیطی علمی (!)، تأکید میکنم محیطی کاملاً علمی....تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....
 Let me tell you about my trouble with girls. Three things happen when they are in the lab: you fall in love with them, they fall in love with you, and when you criticise them they cry. Perhaps we should make separate labs for boys and girls?

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۲ ، ۱۲:۵۸
محمدجواد رضائی