رواق

جستارهایی در باب اقتصاد، فلسفه و سیاست

رواق

جستارهایی در باب اقتصاد، فلسفه و سیاست

وبلاگ شخصی یک اقتصاد خوان

۱ مطلب با موضوع «اقتصاد خرد کاربردی :: اقتصاد رفتاری» ثبت شده است

مطلب زیر برگرفته از سایت ترجمان و ذیل عنوان «فقر احمق می‌کند!»  است. این مطلب حول کتاب مولایناتان و شفیر نگاشته شده که در سال 2013 توسط انتشارات مک میلان منتشر شده است. می‏توانید متن این کتاب را از اینجا بارگیری نمائید، البته توجه داشته باشید که نسخه pdf آن در دسترس نبوده و باید با نرم افزارهایی که فایل های با پسوند epub را پشتیبانی می‏کنند، به مطالعه آن بپردازید.

مولایناتان و شفیر

در اواخر جنگ جهانی دوم، در حالی که هزاران اروپایی از گرسنگی در حال مرگ بودند، ۳۶ نفر در دانشگاه مینسوتا داوطب شدند تا در مطالعه‌ای که آن‌ها را در شرایط سخت گرسنگی قرار می‌داد شرکت کنند. قضیه از این قرار بود که متفقین در حال پیشروی به سوی مناطق اشغال شده توسط آلمان‌ها بودند و با افراد بسیاری روبرو می‌شدند که از شدت گرسنگی یکپارچه استخوان شده بودند. این نیروها نمی‌دانستند که از چه روشی استفاده کنند تا بتوانند بدون اینکه خطری این افراد را تهدید کند به آن‌ها غذا برسانند. محققان دانشگاه مینسوتا به

 همین منظور مطالعه‌ای ترتیب داده بودند تا با استفاده از آن بتوانند بهترین روش ممکن را برای این کار بیابند؛ اما قبل از هر چیز داوطلبان شرکت‌کننده در این مطالعه قبول می‌کردند که در شرایط سخت گرسنگی قرار بگیرند.

مشکلات فیزیکی پیش آمده برای این افراد در این روند تا حدی جدی بود؛ اما علاوه بر آثار فیزیکی، محققان با آثاری ذهنی روبرو شدند که انتظارش را نداشتند: علاقه به کتاب‌ها و دستورالعمل‌های آشپزی بیشتر شده بود؛ کسانی که قبلاً هیچ علاقه‌ای به این موضوعات نداشتند، فکر و ذکرشان فقط شده بود غذا. آن طور که یکی از شرکت‌کنندگان در این برنامه به یاد می‌آورد «غذا مرکز همهٔ افکار شده و تنها چیزی بود که در زندگی به آن اهمیت می‌دادیم.»

اگرچه این رفتارهای عجیب و غریب در مطالعهٔ انجام شده در مینسوتا فقط در یک پانویس ذکر شد، هفتاد سال بعد از انتشار آن همین «پانویس» برای پروفسور «سندیل مولایناتان» که بر روی مسائل مرتبط با فقر در دورهٔ معاصر کار می‌کرد جزء یافته‌های بسیار مهم و قابل توجه بود: کمیابی بیش از گوشت و ماهیچه را از انسان ربوده بود. کمیابی ذهن انسان‌ها را در اختیار گرفته بود.


مولایناتان روانشناس نیست، اما همیشه شیفتهٔ نحوهٔ کارکرد ذهن بوده است. به عنوان یک اقتصاددان رفتاری، او همیشه به دنبال این بوده است که ببیند وضعیت ذهنی افراد و محیط اجتماعی و فیزیکی آن‌ها چطور کنش‌های اقتصادیشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
مولایناتان در سال ۲۰۰۸ در کنار «الدار شفیر» استاد روانشناسی دانشگاه تاد کتابی نوشتند که به بررسی این مسائل می‌پردازد. کتابی به نام کمیابی که نمایانگر یافته‌هایی از حوزه‌های اقتصاد و روانشناسی در طول سال‌های متمادی و همچنین یافته‌های مطالعات تجربی خود این دو نفر است. آن‌ها بر اساس تحلیل داده‌هایشان به دنبال این بودند که نشان دهند همانطور که غذا ذهن داوطلبان گرسنه در مینسوتا را در کنترل گرفت، کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد ظرفیت ذهنی فرد را می‌رباید. این داستان همه چیز را شامل می‌شود از گرسنگی و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.
این مفهوم توسط روانشناسان به خوبی توضیح داده شده است: اگر ذهن بر روی یک چیز متمرکز باشد، دیگر توانایی‌ها و مهارت‌ها مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامه‌ریزی بلندمدت مختل می‌شود. به گفتهٔ مولایناتان و شفیر در این شرایط پردازشگر ذهن ما به مانند پردازشگر رایانه‌ای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند می‌شود. در واقع ما ظرفیت‌های ذهنیمان را از دست نمی‌دهیم بلکه توانایی دسترسی به تمام آنچه به طور معمول داریم را نخواهیم داشت.
اما مهم‌ترین و بحث برانگیزترین بخش کار آن‌ها مشخص ساختن آثار کمیابی نیست بلکه این ادعاست که کمیابی می‌تواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آن‌ها این است: ویژگی‌هایی که به عنوان بخشی از شخصیت افراد تلقی می‌شوند (مثل رفتارهای فکر نشده، عملکرد نامناسب در مدرسه، تصمیمات نادرست مالی)، شاید در حقیقت محصول احساس تاثیرگذار کمیابی باشند؛ و زمانی که این احساس مداوم باشد ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن می‌قبولاند، مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شده‌اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۵۱
محمدجواد رضائی