رواق

جستارهایی در باب اقتصاد، فلسفه و سیاست

رواق

جستارهایی در باب اقتصاد، فلسفه و سیاست

وبلاگ شخصی یک اقتصاد خوان

                                                                                                                 

سوالی که در پی درک ملاک پیشرفت پیش خواهد آمد آن است که به واقع سنجه و ملاک پیشرفت یا بهبود یا توسعه یا رشد یا ... چیست؟

 

سوال مرتبط بعدی با عنوان این نوشتار، درک ملاک بودن یا مهم بودن برخورداری از مدالهای خوشرنگ به عنوان یکی از ملاکهای پیشرفت است.

به واقع داشتن مدال های بیشتر و بهتر به خودی خود به معنای پیشرفت افراد جامعه در اموری چون سلامت یا سرحال بودن یا شادابی است؟

علاوه بر این آیا موفق بودن ما در ورزش قهرمانی بانوان به معنای خوب بودن اوضاع روحی بانوان یا سلامتی مردم یا روحیه رضایتمند در مادران و دختران و همسران این کشور است؟(و البته متناظراً برای ورزش آقایان )

اصلاً آیا بزرگ کردن ورزش قهرمانی منطبق با تعالیم مورد قبول ما و حتی پیشینه تاریخی و فرهنگی ماست؟

آیا زنِ به اصطلاح قهرمان در یک ورزش، تعهدات و وظایف اصلی خود - در قبال خود، خانواده، جامعه، تعهدات و الزامات دینی و ...- انجام داده است یا می دهد؟ آیا وی باید پاسخگوی کمبودهای حاصله از صرف وقت و توان خود در فلان رشته یا بهمان  باشد یا سیاستگذاران ورزشی و اجتماعی و قانونی کشور ؟ اگر فردِ به اصطلاح قهرمان، به دلیل همین تمارین یا آماده سازی یا شرکت در مسابقات از بخشی از وظایف خود در قبال هر کس و هر چیزی - همچون خانواده خود، جامعه خود، همسایگان خود و اقوام خود-  کوتاه آید، آیا باز میتوان به روایی این کار حکم کرد؟

آیا مردان و زنان به اصطلاح قهرمان، غیر از جمع کردن برخی از افراد جامعه پای تلویزیون و مشغول کردن برخی اذهان کار دیگری انجام میدهند؟ (که البته بنده نافی لزوم سرگرمی برای مردم کشور نیستم البته با یک قید)

پیش زمینه هر بحثی در این حیطه آن است که ابتداً و بدون رودربایستی شاخص ها و ملاکهای پیشرفت را تعریف کرده و مورد توافق قراردهیم تا لااقل با خود (فرهنگ خود، تعالیم دینی، رفتار اخلاقی، نتایج اقتصادی و سیاسی و ....) مشکل نداشته باشیم و کارهای منطقاً نامرتبط انجام نداده یا سخنان غیرقابل دفاع بیان نشود.

والله عالم

نظرات  (۱)

فرضاًض حرف شما متین؛ الان میشه ورزش قهرمانی زنان و حتی مردان رو جمع کرد؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟
پاسخ:
نمی دونم
اما این رو باید بدونیم گاهی خودمون دست به کاری میزنیم که نمی تونیم حذف یا اصلاحش کنیم، بعدش مجبوریم دورش جمع بشیم و ازش تعریف کنیم.
مهم اینه که هر موقع هر کس به این یقین رسید که چیزی نادرسته یا بعضی چیزاش با بعضی چیزای دیگه نمیخونه، رودتر دست به کار بشه.
مثثل درست کردن قبری که توش هیچ مرده ای نیست اما مجبوریم دوش باشیم و نوحه کنیم چون دیگه نمی تونیم این کار رو نکنیم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">